نابرابری­های قدرت و تقویت ایدئولوژی مقاومت در رمان «رجال فی الشمس» از غسان کنفانی طبق تحلیل گفتمان انتقادی تئون وان­دایک

10.22034/jral.2026.596489.1134

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 15 آبان 1405

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دکترای زبان و ادبیات عربی، دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی، تهران، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عربی، دانشگاه تهران، ایران

3 دکترای زبان و ادبیات عربی دانشگاه اراک، اراک، ایران

چکیده
گفتمان، ابزار برانگیختن احساسات، اقناع، فریب و سلطه است که متکلم از خلال آن، مخاطب را فریب داده و تحت سلطه خود در می­آورد. هر گفتمانی، حاوی ایدئولوژی­ای است که آن ایدئولوژی، حامل بار قدرت است. تحلیل گفتمان انتقادی درصدد بررسی رابطه زبان، جامعه و قدرت است. وان دایک، زبان و گفتمان را حامل قدرت می­داند. او معتقد است قدرت بدون ایدئولوژی، ایجاد نمی­شود، بلکه ایدولوژی، باعث ایجاد قدرت و تقویت و گسترش آن می­گردد؛ چون این ایدئولوژی است که از خلال اختلاف آن­ها و برتری یکی بر دیگری، باعث نابرابری­های قدرت و برتری یک طرف بر طرف دیگر می­گردد و تشابه ایدئولوژی­ها باعث ایجاد اتحاد و تفاوت آن­ها باعث، دشمنی و کشمکش می­گردد. او در نظریه خود، درصدد بررسی ایدئولوژیِ دو طرف گفتمان از خلال برجسته کردن ویژگی­های مثبت خودی و ویژگی­های منفی دیگری، و به­حاشیه­راندن وژگی­های منفی خودی و ویژگی­های مثبت دیگری است. این پژوهش، رمان «رجال في الشمس» کنفانی را طبق روش توصیفی تحلیلی و تحلیل گفتمان انتقادی وان­دایک بررسی می­کند. کنفانی با استفاده از واژگان عاطفی در گفتمانش، صورت‌های بلاغی، استدلال‌های روایی و ساختارهای بیانی، جهت قانع نمودن مخاطبانش، اغلب فلسطینیان را، دارای ویژگی مثبتِ پایداری و گاهی دارای ویژگی منفی، بازنمایی کرده تا آنان را از فرصت­طلبی بر حذر دارد. او سیستم استثماریِ نماد سلطه را با ذکر وحشی­گری طرف مقابل به عنوان ویژگی منفی و بدون ویژگی­ مثبت نقد می‌کند. این رمان، با افشای نابرابری‌های قدرت، مخاطب را به تأمل در وضعیت آوارگان فلسطینی و ضرورت مقاومت و اتحاد دعوت می‌کند.

کلیدواژه‌ها

  • تاریخ دریافت 19 مرداد 1405
  • تاریخ بازنگری 11 مهر 1405
  • تاریخ پذیرش 15 آبان 1405