1
دانشیارگروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
2
دانشجوی کارشناسی ارشد گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
چکیده
تحلیل متون ادبی با استفاده از نقد روانشناختی که مبتنی بر آموزههای فروید و نقد روانکاوانة میباشد به عنوان یک رویکرد کاربردی است که دانش علوم انسانی و روانشناسی را به یکدیگر متصل میکند. تحلیل شخصیت از منظر روانکاوی در نمایشنامة الحاکم بأمرالله نوشته نوال السعداوي، روایتگر قانون اختگی و ظلم و استبداد پادشاه نسبت به مردم و همچنین ظلم به همسرش به خاطر وجود نقصان جسمی در وجود خویش درسطح خرده روایت و در سطح کلان جامعه مصر است. نظریه فردنگر آلفرد آدلر بر این اساس استوار است که انسانها به طور ذاتی در جستجوی برتری و کمال هستند. آدلر معتقد بود که هر فرد با توجه به تجربیات اولیه زندگی و احساسات حقارت، یک سبک زندگی منحصر به فرد ایجاد میکند که بر تمام ابعاد زندگی او تأثیر میگذارد. به عقیده او، افراد به شیوههای مختلفی برای جبران این احساسات تلاش میکنند که میتوان آنها را در چهار تیپ شخصیتی دستهبندی کرد: سلطهگر، گیرنده، اجتنابی و اجتماعی مفید. برخلاف نظریات فروید که بیشتر بر گذشته و نیروهای ناهشیار تمرکز داشت، آدلر بر اهمیت اهداف و غادات زندگی و تعامل اجتماعی تأکید میکرد. نظریه او کمک میکند تا رفتارهای انسانها به عنوان بخشی از یک تلاش مداوم برای بهبود و رشد درک شود و نقش روابط اجتماعی و احساس تعلق در شکلدهی به شخصیت پررنگتر شود از اینرو این پژوهش در پی یافتن پاسخی برای چیستی مهمترین عوامل موثر در شکلگیری عقده حقارت و چگونگی بازتاب آن در شخصیتهای نمایشنامة و منش و رفتار آنهاست. این پژوهش به دنبال آن است که با بهره گیری از مفاهیم کلیدی نظریة آدلر مانند احساس حقارت، تاثیر عوامل اجتماعی و سبک زندگی و تیپهای شخصیتی، کاراکترهای نمایشنامه را مورد بررسی قرار دهد.در این پژوهش سعی شده تا با تکیه بر رویکرد روانشناختی فردنگر آدلر موتیفها و مؤلفههای نظریه مذکور را در شخصیتهای نمایشنامه به روش توصیفی- تحلیلی مورد بررسی قرارگیرد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که عقده حقارت محرک اصلی کنش منفی پادشاه در این نمایشنامه میباشد. از اینرو سایر کنشهای سلبی وی در بستر فضا و مکانهای مختلف نمایشنامه به صورت آشکار و پنهان متبلور شده است.