1
دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات عرب، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
2
دانشیار گروه زبان و ادبیات عرب، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
چکیده
نظریه استعارۀ مفهومی از مقولههای حوزۀ زبانشناسی شناختی است که به خوانش مفاهیم ذهنی می پردازد. در این نظریه بر مبنای تجربه و ادراک یک مفهوم در مفهومی دیگر نمود مییابد که اساس این ارتباط برحسب همخوانیهایی بین دو مجموعه صورت میگیرد و نگاشت مفهومی را شکل می دهد. ضربالمثل یکی از نمودهای رایج ادب شفاهی است که بازتاب دهندۀ بینشها وآیینها و طرز تفکر یک جامعه است. این ابزار ادبی استعاری اندیشههای نهان عرب زبان را به طور غیرمستقیم در اذهان مخاطب ذهن میکند که بر طبق این نظریه هیئتی محتوایی در کالبدی فیزیکی و ذهنی متصور میباشد که هر یک ازاین دو عنصر مکمل و در جهت تأیید و تصدیق یکدیگرند. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی به ردهبندی استعارۀ مفهومی ساختاری موجود در ضربالمثلهای زبان عربی که به طور تصادفی گلچین شدهاند پرداختهایم پس از بازبینی الگوهای بدست آمده نتایج حاکی از این است که حوزۀ مبدأ مؤلفههای انسانی و عقلانی بیشترین بسامد را در بین حوزههای دیگر داشته است و همچنین غالب حوزههای مبدأ حسی و ملموس میباشد اگر چه در برخی مواردی از عینی به ذهنی در حرکت است و کمترین بسامد در قلمرو مبدأ اشیاء و حیوانی میباشد و از دیگر نتایج برآمده ضربالمثلهای عربی ماهیتی حقیقی دارند و مطابق با تجربۀ روزمرۀ و زمان حال می باشد.