تأملات فلسفی مرگ و زندگی در شعر محمود درویش

نویسنده

دانشجوی کارشناسی ارشد گروه زبان و ادبیات عرب، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس.

چکیده
رويکرد تأمّلي که شامل ژرف‌اندیشی انسان در طبيعت، ماورای طبيعت، انسان و هستي اوست، در شعر معاصر عرب؛ به ويژه بين شاعران ادبيات مهجر، عمق بيشتري پيدا کرده و شاعران مقاومت فلسطين نيز تحت تأثير بحران‌هاي سياسي و اجتماعي سرزمين اشغالي و حس انسان‌گرایی و غربت، به اين گرايش روي آوردند. از بين شاعران فلسطيني، محمود درويش، ژرف انديشي را ، بويژه در مراحل پاياني زندگي خود، هر چه بيشتر با شعر همراه کرد. جلوه‌هاي این ژرف‌انديشي فلسفي عبارتند از: زندگي و مرگ؛ ذات و جايگاه آن در زمان و مکان، که در آخرین مجموعه‌هاي شعري وی یعنی«جدارية، کزهر اللوز أو أبعد، لا تعتذر عما فعلت و أثر الفراشة» بيشتر آشکار شده است.  نتایج این بحث حاکی از آن است که درويش در پي جستجوي هویت درونی، غربت مکاني را سبب غربت درونی و بي‌هويتي مي‌داند. او به مرگ نگاهي تمسخر آميز دارد و اين به دليل خوش‌بينی شاعر به اين مسأله است؛ چرا که در نزد او مرگ پايان همه چيز نیست؛ بلکه آن را گذرگاهی برای تولد زندگی نو می‌داند و به طور کلی منشأ همه‌ي تأملات او بحران فلسطين و ترس از بي‌هويتي است.

چکیده تصویری

تأملات فلسفی مرگ و زندگی در شعر محمود درویش

کلیدواژه‌ها

  • تاریخ دریافت 17 اردیبهشت 1402
  • تاریخ بازنگری 09 تیر 1402
  • تاریخ پذیرش 20 شهریور 1402