ارزیابی بینامتنیت قابوس‌نامه و قرآن به سنجه ی الگوی ژولیا کریستوا

10.22034/jral.2024.428004.1039

المؤلفون

1 استادیار گروه الهیات (علوم قرآن و حدیث)، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه گنبد کاووس، گنبدکاووس، ایران.

2 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه کوثر بجنورد، بجنورد، ایران.

المستخلص
بینامتنیت نظریه‌­ای است که با بررسی روابط میان متون، میزان وامداری و تأثیرپذیری آن­ها از یکدیگر را آشکار می‌­سازد. در این میان بسیاری از ادیبان پارسی زبان در جهت تبیین اندیشه­‌های خود و آفرینش­‌های هنری از عناصر قرآنی سود جسته‌­اند. قابوس‌نامه نیز از این مهم غفلت ننموده و عنصرالمعالی با بهره‌­گیری هدفمند از معجزه­ی خاتم، عنصر تعلیم را به شیوایی و رسایی کم­‌نظیر به نمایش گذارده است. بررسي پیشنیه‌­ی جایگاه دین در قلمرو اندرزنامه حاکم و حکیم آل زیار، پژوهشي گسترده را طلب می­‌کند. پژوهه کتابخانه‌­ای فرار و با آگاهی از گستره­ی بینامتنی قابوس‌نامه و قرآن کریم، با توصیف و تحلیل ابواب چهل و چهارگانه این نصیحت‌­نامه، تأثیرپذیری قابوس‌نامه از مضامین قرآنی را براساس الگوی ژولیا کریستوا به عنوان بنیان­گذار نظریه بینامتنیت نوین کاویده است. یافته­‌های تحقیق بیانگر آن است که قابوس‌نامه افزون بر تأثیرپذیری از گنجینه حکمت­ ایرانیان و منابعی همچون اندرزهای آذرباد مارسپندان، پندنامه انوشیروان و اشعار بوشکور بلخی، به صورت وسیعی از منظومه معرفت اسلامی با محوریت کلام وحی نیز بهره­مند شده است. استفاده­ای که گاه به صورت عیان و آشکار بوده و نشانِ آیات قرآن را به همراه داشته و گاه نیازمند خوانش دقیق و تأمّل در بازیابی، شناخت و دریافت این آبشخور است.

رسومية المستخلص

ارزیابی بینامتنیت قابوس‌نامه و قرآن به سنجه ی الگوی ژولیا کریستوا

الكلمات الرئيسية

  • تاريخ الاستلام 30 نوفمبر 2023
  • تاريخ القبول 10 يونيو 2024