دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه کوثربجنورد، بجنورد، ایران.
چکیده
قرن هشتم هجری دورهی ایجاد و بالندگی سنت دوم عرفانی و گسترش اندیشه و مبانی مشایخ این مکتب خاصه ابنعربی بود. کاشانی نقش بسزایی در شکوفایی این سنت عرفانی و تبیین و نشر آراء ابنعربی ایفا کرد. مفسر در مقدمه تفسیر خود تأویلات ـ التأویل فی القرآن الکریم ـ بیان میکند که این اثر را بر پایهی کشف درونی خود نوشته است. بدین معنا که این تأویلها در این تفسیر ، نوعی تأویل کشفی یا باطنی است که از راه الهام درونی و دریافت شهودیِ مفهومِ باطنی آیاتِ قرآنی به وجود میآید. بیست و نه سوره از قرآن با حروف مقطعه آغاز میشوند که مفسران در قرون مختلف نظرات متفاوت و بعضاً متعارضی را در معنای آنها بیان کردهاند. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی در پی بررسی تفسیر و برداشتِ تأویلی عبدالرزاق کاشانی از حروف مقطعه قرآن است. بررسیهای این پژوهش نشان داد که گرایش غالب تفسیری در تأویلات در موضوع حروف مقطعه آن است که هر حرف از حروف مقطعه را نشان کلمهاي ميگيرد که بر يکي از صفات الهي يا وجود و صفات پیامبر دلالت دارد که تطبیق این حرفگرایی بر پیامبر به وفور در تأویل حروف مقطعه قرآن در این تفسیر دیده میشود.