1
دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
2
دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
چکیده
نقد ساختارشکنی در زمره نقدهای جدیدی است که زاویه نگاهی متفاوت با سایر نقدهای ادبی دارد. ژاک دریدا به عنوان بنیانگذار این نقد، مبنای بازخورد و تحلیل متن را صرفاً خود متن بیان میکند یعنی چیزی خارج از متن وجود ندارد. در این نقد لایهها و سطرهای پنهان متن که از جملات استنباط میشوند، توسط ناقد بررسی میشود. روابط علّی و معلولی در تحلیل متن بسیار مؤثرند و این سلسله علّت و معلولها نهایتی ندارد. هیچگونه قضاوت و برداشت قطعی از متن، در این نقد وجود ندارد بنابرین از یک متن میتوان بینهایت برداشت مختلف داشت. این نقد بر اصولی چون تقابلهای دوگانه، تفاوت و تأخیر، مرکزیتزدایی و ساختشکنی بلاغی استوار است. پژوهش حاضر یکی از رمانهای نجیب محفوظ با نام «آغاز و پایان/ بدایة و نهایة» را مدنظر قرار داده است. نجیب محفوظ رماننویس برجسته مصری است که موفق به کسب جایزه بوکر نیز شده است. در این رمان، با روشی توصیفی- تحلیلی، مؤلفههای نقد ساختارشکنی را در کنار مضامین اجتماعی و فمنیستی میتوان کشف و تحلیل نمود. مرکزیت شخصیتها و باورهایشان در جای جای رمان رنگ میبازد و به حاشیه میرود. هیچ یک از شخصیتهای رمان نسبت به دیگری برتری ندارد و حتی شخصیت اصلی، نفیسه که از هوای نفس خویش پیروی کرده و در انتهای رمان خودکشی میکند هم در بخشهایی از متن در قامت یک شخصیت مثبت و نیکطینت ظاهر میشود. گاهی باور به تقدیر که برخی شخصیتهای رمان، به آن پایبند هستند مرکزیت دارد و گاه تدبیر و مطالبهگری که شخصیتی دیگر به دنبال آن است. خوانش رمان «آغاز و پایان» با این نقد، از قضاوتهای نا به جا جلوگیری میکند و افق دید وسیعتری را به خواننده میبخشد.