دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه کوثر بجنورد، بجنورد، ایران.
چکیده
محمد داراشکوه (۱۰۲۴-۱۰۶۹ قمری)، از شخصیتهای بیبدیل تاریخ عرفان و فلسفۀ شرق، فرزند ارشد شاه جهان، پنجمین پادشاه سلسلۀ گورکانیان هند و ممتاز محل چهرهای است که در مرزهای جغرافیا و فرهنگها درخشید.این پژوهش به بررسی کیفی و تحلیل چگونگی بازتاب و درونیسازی مضامین قرآنی در ساختار فکری و شاعرانهداراشکوه، عارف و شاعر برجستهی دورهی گورکانی، میپردازد. یافتههای تحقیق، مبتنی بر روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد بینامتنی، نشان میدهد که داراشکوه مفاهیم بنیادین قرآن را از حالت نصّ دینی خارج کرده و در قالب تجربههای شاعرانه و عرفانی بازآفرینی میکند. تحلیل ابیات دیوان او آشکار میسازد که مفاهیمی چون توکل، رزاقیت، فطرت توحیدی، وحدت وجود، قرب الهی، و کرامت انسانی، در عمیقترین لایههای اندیشهی وی هضم و بهصورت خلاقانه در آمیزهای از استعارههای بدیع و تمثیلهای عمیق متجلی شدهاند. نتایج این مطالعه حاکی از آن است که خوانش عرفانی داراشکوه از قرآن، فراتر از تفسیرهای متعارف فقهی و کلامی، گفتمان جهانشمولی از حقیقت ارائه میدهد و نقش او را به عنوان پلی فرهنگی بین عرفان اسلامی و هندویی تثبیت میکند.