توظيف الرموز الطبيعية ودلالاتها في ديوان (لهم تغريبة واحدة) للشاعر عبدالسادة البصري

نوع المستند : المقالة الأصلية

المؤلف

مدرس مساعد في متوسطة عاصمة الثقافة للبنات، العراق

المستخلص
تُعدّ الرموز الطبيعية من أبرز السمات الفنية في الشعر العربي المعاصر، إذ تمثل وسيلةً تعبيرية تُمكّن الشاعر من توظيف عناصر الطبيعة للكشف عن رؤيته الفكرية والوجدانية، وإثراء النص الشعري بدلالات جمالية ورمزية متعددة. ويُعدّ ديوان «لهم تغريبة واحدة» للشاعر عبد السادة البصري نموذجاً بارزاً لهذا التوظيف، إذ تتحول فيه عناصر الطبيعة إلى منظومة رمزية تعبّر عن الهوية والذاكرة والوجود، وتسهم في بناء التجربة الشعرية. ومن هذا المنطلق، يهدف البحث إلى الكشف عن أبرز الرموز الطبيعية في الديوان، وتحليل وظائفها الدلالية والفنية في ضوء سياقاتها الشعرية. اعتمدت الدراسة المنهج الوصفي–التحليلي، من خلال تحليل نماذج مختارة من قصائد الديوان للكشف عن أنماط الرموز الطبيعية ودلالاتها. وأظهرت النتائج أن الشاعر وظّف الرموز النباتية، مثل النخلة والسرو والسدر، للتعبير عن الهوية الجنوبية والانتماء والصمود، بينما حملت الرموز المائية، كالبحر والمطر، دلالات الوجود والتجدد والأمل والتحرر. كما مثّلت الطيور والرموز الحيوانية، ولا سيما النورس والعنقاء، معاني الحرية والانبعاث واستعادة القدرة على مواجهة المعاناة. واتسمت الظواهر الطبيعية، كالشمس والليل، بازدواجية دلالية؛ فالشمس ترمز إلى الحياة والقوة، وقد تشير في سياقات أخرى إلى القهر، في حين يجمع الليل بين معاني الخوف والرجاء. وتؤكد الدراسة أن الرموز الطبيعية في الديوان تمثل بنية دلالية متماسكة أسهمت في تعميق الرؤية الشعرية وإثراء أبعادها الفكرية والجمالية.

الكلمات الرئيسية

عنوان المقالة Persian

کاربرد نمادهای طبیعی و دلالت‌های آن‌ها در دیوان «لهم تغريبة واحدة» اثر عبدالساده بصری

المؤلف Persian

أسيل جاسم عباس أحمد شریفی
استادیار آموزشی در مدرسه متوسطه دخترانه «پایتخت فرهنگ»، عراق
المستخلص Persian

نمادهای طبیعی از برجسته‌ترین ویژگی‌های هنری شعر معاصر عربی به شمار می‌آیند و به شاعر این امکان را می‌دهند که با بهره‌گیری از عناصر طبیعت، اندیشه‌ها، احساسات و جهان‌بینی خود را در قالبی نمادین و چندلایه بیان کند و به متن شعری غنا و عمق ببخشد. مجموعه شعر «لهم تغريبة واحدة» سرودۀ عبدالساده بصری، نمونه‌ای شاخص از این نوع کاربست نمادهای طبیعی است؛ به‌گونه‌ای که عناصر طبیعت در آن به نظامی معنایی تبدیل می‌شوند که هویت، خاطره، هستی و تجربه زیسته شاعر را بازنمایی می‌کند. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی مهم‌ترین نمادهای طبیعی این دیوان و تحلیل کارکردهای معنایی و هنری آن‌ها در بستر شعر انجام شده است. این پژوهش با بهره‌گیری از روش توصیفی ـ تحلیلی و با تحلیل نمونه‌هایی از اشعار دیوان، به بررسی گونه‌های مختلف نمادهای طبیعی و دلالت‌های آن‌ها پرداخته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که شاعر از نمادهای گیاهی، مانند نخل، سرو و سدر، برای بیان هویت جنوبی، تعلق‌خاطر و پایداری بهره گرفته است. همچنین نمادهای آبی، از جمله دریا و باران، بیانگر مفاهیمی چون هستی، نوزایی، امید و رهایی هستند. افزون بر این، پرندگان و نمادهای جانوری، به‌ویژه مرغ نورس و ققنوس، مفاهیم آزادی، رستاخیز و غلبه بر رنج را بازنمایی می‌کنند. پدیده‌های طبیعی، مانند خورشید و شب، نیز دارای دلالت‌هایی دوگانه‌اند؛ به‌گونه‌ای که خورشید گاه نماد زندگی و توانمندی و گاه نشانه سلطه و سرکوب است و شب نیز هم‌زمان معانی هراس و امید را در خود جای می‌دهد. بنابراین نمادهای طبیعی در این دیوان صرفاً جنبه آرایه‌ای ندارند، بلکه شبکه‌ای منسجم از معنا را شکل می‌دهند که در تعمیق جهان‌بینی شاعر و غنای فکری و زیبایی‌شناختی شعر او نقش اساسی ایفا می‌کند.

الكلمات الرئيسية Persian

  • نمادها
  • طبیعت
  • دلالت
  • عبدالساده بصری
  • دیوان «لهم تغريبة واحدة»
  • تاريخ الاستلام 19 يونيو 2026
  • تاريخ القبول 25 يونيو 2026