المنعطف الحجاجي في الدرس اللساني والنقد الأدبي: مساءلة تحليلية في منجز (بلانتان، شارودو، الطلبة، والدريدي)

10.22034/jral.2026.592989.1122

نوع المستند : المقالة الأصلية

المؤلف

مدرس مساعد في المديرية العامة للتربية في محافظة بابل، العراق

المستخلص
تتقصى هذه الدراسة مفهوم الحجاج بوصفه بنيةً معرفيةً واستراتيجيةً تداوليةً متجذرةً في اللغة والخطاب، متجاوزةً التصورات التقليدية التي تحصره في مجرد الإقناع أو الجدل المنطقي. وتهدف إلى الكشف عن التحول الذي شهده الدرس اللساني والنقد الأدبي مع ما يُعرف بـ«المنعطف الحجاجي»، من خلال قراءة تحليلية مقارنة لمنجز كلٍّ من ميشال بلانتان، وباتريك شارودو، ومحمد الطلبة، ومحمد الدريدي، للكشف عن نقاط الالتقاء والاختلاف في تصوراتهم للحجاج ووظائفه. واعتمدت الدراسة المنهج الوصفي التحليلي المقارن، من خلال تحليل الأسس النظرية التي انطلق منها هؤلاء الباحثون، وبيان إسهامها في إعادة بناء مفهوم الحجاج داخل اللسانيات وتحليل الخطاب والنقد الأدبي. ويتتبع البحث مسارات تأصيل الحجاج لسانيًا وحواريًا، وبلورة نحوٍ حجاجي يربط بين القصدية اللغوية وأثرها التداولي، مع إعادة الاعتبار للبلاغة بوصفها علمًا اجتماعيًا يتجاوز الزخرف اللفظي إلى بناء المعنى والتأثير، فضلًا عن الكشف عن الطاقة البرهانية الكامنة في الصورة الشعرية والخطاب الأدبي. وقد خلصت الدراسة إلى أن المنعطف الحجاجي أسهم في إحداث قطيعة مع المنطق الكلاسيكي، مفسحًا المجال لرؤية تداولية تجعل الحجاج حاضرًا في مختلف أنماط الخطاب، كما برهنت على فاعلية الاستعارة بوصفها أداةً حجاجيةً ومنطقيةً، وأسهمت في توطين الدرس الحجاجي في النقد العربي المعاصر. وتوصي الدراسة بالانفتاح على الحجاج الرقمي والبصري، والعمل على توحيد المصطلح الحجاجي في معجم عربي جامع، وتوسيع تطبيقات التحليل الحجاجي لتشمل السرد العربي القديم والخطابات الثقافية الحديثة.

رسومية المستخلص

المنعطف الحجاجي في الدرس اللساني والنقد الأدبي: مساءلة تحليلية في منجز (بلانتان، شارودو، الطلبة، والدريدي)

الكلمات الرئيسية

عنوان المقالة Persian

چرخش حجاجی در مطالعات زبان‌شناسی و نقد ادبی: مطالعه‌ای تحلیلی در آثار بلانتن، شارودو، الطلبه و الدریدی

المؤلف Persian

محمد غضیب جاسم
استادیار آموزش و پرورش اداره کل آموزش استان بابل، عراق
المستخلص Persian

این پژوهش، حِجاج را به‌مثابه ساختاری شناختی و راهبردی کاربردشناختی بررسی می‌کند که در زبان و گفتمان ریشه دارد و از نگرش سنتی که آن را صرفاً به اقناع یا منطق صوری محدود می‌سازد، فراتر می‌رود. هدف پژوهش، واکاوی «چرخش حجاجی» در زبان‌شناسی و نقد ادبی از طریق مطالعه‌ای تطبیقی بر آثار میشل بلانتن، پاتریک شارودو، محمد الطلبه و محمد الدریدی است. این پژوهش با بهره‌گیری از روش توصیفی ـ تحلیلی و تطبیقی، مبانی نظری دیدگاه‌های این اندیشمندان را بررسی کرده و نقاط اشتراک و افتراق دیدگاه‌های آنان را درباره مفهوم و کارکردهای حجاج تبیین می‌کند. این مطالعه همچنین روند تحول نظریه حجاج را از منظر زبان‌شناختی و گفت‌وگومحور پی می‌گیرد و شکل‌گیری نوعی دستور حجاجی را که میان قصد ارتباطی و کارکرد کاربردشناختی پیوند برقرار می‌کند، مورد بررسی قرار می‌دهد. افزون بر این، بلاغت را نه صرفاً به‌عنوان آرایه‌ای زبانی، بلکه به‌مثابه دانشی اجتماعی در حوزه تولید معنا و اقناع بازتعریف می‌کند و نقش حجاجی استعاره و تصویرهای شعری را آشکار می‌سازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که چرخش حجاجی، گذار مهمی از منطق کلاسیک به سوی رویکردی کاربردشناختی پدید آورده است؛ رویکردی که حجاج را ویژگی ذاتی همه انواع گفتمان می‌داند. همچنین، استعاره به‌عنوان ابزاری منطقی و حجاجی معرفی می‌شود که در گسترش مطالعات حجاجی در پژوهش‌های معاصر عربی نقش مؤثری داشته است. در پایان، پژوهش بر ضرورت گسترش مطالعات حجاج دیجیتال و بصری، تدوین واژه‌نامه‌ای جامع و یکپارچه از اصطلاحات حجاجی به زبان عربی، و به‌کارگیری تحلیل حجاجی در روایت کلاسیک عربی و گفتمان‌های فرهنگی معاصر تأکید می‌کند.

الكلمات الرئيسية Persian

  • چرخش حجاجی
  • زبان‌شناسی
  • نقد ادبی
  • تحلیل گفتمان
  • میشل بلانتن
  • پاتریک شارودو
  • محمد الطلبه
  • محمد الدریدی
  • تاريخ الاستلام 21 يوليو 2026
  • تاريخ المراجعة 24 يوليو 2026
  • تاريخ القبول 24 يوليو 2026