مفهوم "الكرنفالية" عند ميخائيل باختين: نموذج ثقافي لتفسير آليات تحقق الحوارية

10.22034/jral.2026.590367.1118

نوع المستند : المقالة الأصلية

المؤلفون

1 طالبة دکتوراه في قسم اللغة العربية وآدابها، كلية العلوم الإنسانية، جامعة سمنان، سمنان، إيران

2 أستاذ مشارک في قسم اللغة العربية وآدابها، كلية العلوم الإنسانية، جامعة سمنان، سمنان، إيران

المستخلص
من بين ابرز منظري الفكر الادبي، اسس المفكر الروسي الشهير ميخائيل باختين، من خلال طرحه نظرية الحوارية، احد اكثر المناهج تاثيرا في الدراسات الادبية والثقافية المعاصرة. ولتفسير هذه الفكرة المحورية، قدم باختين عددا من النظريات الادبية القيمة، ومن ابرزها نظرية الكرنفالية. وتكمن الفجوة النظرية الاساسية في ان نظرية الكرنفالية، بسبب الغموض الذي يحيط بتحديد وظيفتها العملية وبيان كيفية ارتباطها بمفهوم الثقافة، تفتقر، في وضعها الراهن، الى اطار متماسك لتحليل مكوناتها الثقافية وتفسير صلتها بنظرية الحوارية، بما يتيح توظيفها في دراسة الجوانب المختلفة للاعمال الادبية والكشف عن زواياها الخفية. ومن ثم، سعت الدراسة الحالية، باعتماد المنهج الوصفي التحليلي ومنظور بحثي تاسيسي، الى الكشف عن الابعاد الثقافية والاجتماعية الكامنة للكرنفالية وعناصرها المكونة، ومن ثم الاجابة عن الاشكالية المتمثلة في السؤال الآتي: كيف يمكن تفسير كرنفالية باختين بوصفها مقاربة ثقافية، وكيف تؤدي مكوناتها الثقافية دورا في تحقيق منطق الحوارية؟ وتظهر نتائج البحث ان مفهوم الكرنفال في فكر باختين لا يمثل مجرد طقس شعبي، بل هو نظام ثقافي يتحدى، من خلال آليات من قبيل تلاقي الاجيال، والواقعية الغروتسكية، والضحك، والقناع، وغيرها، كل اشكال احتكار السلطة والحقيقة والتراتبية، ويوفر بذلك ارضية ملائمة لتحقيق الحوارية. وانطلاقا من ذلك، توضح الدراسة ان الكرنفالية ينبغي الا ينظر اليها بوصفها مجرد نظرية في الثقافة الشعبية، بل بوصفها نسقا نظريا لتفسير الآليات الثقافية التي تتحقق من خلالها الحوارية.

رسومية المستخلص

مفهوم الكرنفالية عند ميخائيل باختين: نموذج ثقافي لتفسير آليات تحقق الحوارية

الكلمات الرئيسية

عنوان المقالة Persian

کارناوال‌گرایی میخائیل باختین؛ الگویی فرهنگی برای تبیین سازوکارهای تحقق گفتگومندی

المؤلفون Persian

مونا غلامزاده 1
علی اکبر نورسیده 2
1 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات عربی دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
المستخلص Persian

در میان انواع نظریه‌پردازان برجسته ادبی، میخائیل باختین اندیشمند مشهور روسی، با طرح نظریه گفتگوگرایی، یکی از تأثیرگذارترین رویکردهای مطالعات ادبی و فرهنگی معاصر را بنیان نهاد. باختین برای تبيين اين اندیشه محوری، نظریه‌های ادبی ارزنده‌ای را مطرح کرد که یکی از بارزترین آن‌ها، کارناوال‌گرایی است. خلأ نظری بنیادین، در این امر نهفته است که نظریه کارناوال‌گرایی، به‌دلیل ابهام در تعریف کارکرد عملی خود و چگونگی ارتباط آن با مقوله فرهنگ، در وضعیت کنونی خود، فاقد چارچوبي منسجم براي تحليل مؤلفه‌های فرهنگی خود و تبیین نسبت آن با نظریه گفتگومندی است تا بتوان از آن در جهت بررسی جنبه‌های گوناگون آثار ادبی و کشف زوایای پنهان در آن‌ها بهره برد. بنابراين پژوهش حاضر تلاش کرده است تا با روش توصيفي-تحلیلي و رویکردی بنیادی، به کشف ابعاد نهفته فرهنگی و اجتماعی کارناوال‌گرایی و عناصر تشکیل‌دهنده آن بپردازد و از این طریق پاسخگوی این مسأله باشد که کارناوال‌گرایی باختین چگونه به‌مثابه یک رویکرد فرهنگی قابل تبیین است و مؤلفه‌های فرهنگی آن چگونه در تحقق منطق گفتگومندی نقش ایفا می‌کنند؟ يافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مفهوم کارناوال در اندیشه باختین، صرفاً آیینی مردمی نیست، بلکه یک نظام فرهنگی است که با استفاده از شیوه‌هایی چون باهم‌آیی نسل‌ها،رئالیسم گروتسک، خنده، نقاب و ...، هر نوع انحصار در قدرت، حقیقت و سلسله‌مراتب را به‌چالش کشیده و زمینه مناسبی برای تحقق گفتگومندی را فراهم می‌سازد. بر این اساس، مقاله نشان می‌دهد که کارناوال‌گرایی را باید نه صرفاً نظریه‌ای درباره فرهنگ عامه، بلکه یک نظام نظری برای تبیین سازوکارهای فرهنگی تحقق گفتگومندی دانست.

الكلمات الرئيسية Persian

  • نظریه ادبی
  • کارناوال‌گرایی
  • میخائیل باختین
  • رویکرد فرهنگی
  • تاريخ الاستلام 12 يوليو 2026
  • تاريخ القبول 13 أغسطس 2026