1
دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه تربیت مدرس، تهران
2
دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه پیام نور، تهران
3
استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه ادیان و مذاهب اسلامی ، قم، ایران.
چکیده
الگوی بازنمایی کنشگران اجتماعیِ تئو ونلیوون بستری کارآمد برای واکاویِ شیوههای برساختِ هویت و بازنمایی شخصیتها در رمان «ربیع حار» اثر سحر خلیفه فراهم میآورد. این پژوهش با رویکردی کیفی و توصیفی- تحلیلی، تمامی گزارهها و ساختهای زبانیِ مرتبط با بازنمایی کنشگران را استخراج و با تکیه بر مقولاتی نظیر حذف و اظهار، تخصیص نقش، نامگذاری، مقولهبندی، مشخصسازی، نمادینشدگی، ارجاع جنسیتی و زماندرهمی کدگذاری و واکاوی کرده است. یافتهها نشان میدهد که نویسنده با بهکارگیریِ الگوهای متغیرِ نامگذاری و ارزشگذاری، هویت شخصیتها را در شبکهٔ پیچیدهای از مناسباتِ قدرت و کنشهای اجتماعی بازتعریف میکند. سازوکارهایی همچون «حذف» و «کمرنگسازی» برای مدیریت عاملیت کنشگران در فضای روایت به کار رفته و در مقابل، بهرهگیری از «نمادینشدگی» و «زماندرهمی»، شخصیتها را از سطحِ یک کنشگرِ معمولی به نشانهٔ فرهنگیِ فعال در حافظهٔ جمعی ارتقا میدهد. همچنین، ارجاع جنسیتی و مقولهبندیهای فرهنگی، کلیشههای هنجاری جامعه را در تلاقی با هویتسازیهای فردی به چالش میکشد. این دگرگونیهای بازنمایی، علاوه بر ترسیمِ تغییراتِ منزلتِ اجتماعی و میزانِ عاملیتِ شخصیتها در مواجهه با محیط پیرامون، گویای موضعگیریِ ایدئولوژیکِ متن در قبال مقولاتی نظیر بدن، رسانه و حافظهٔ فرهنگی است. در نهایت، تحلیلِ دادهها بر پایهٔ الگوی ونلیوون اثبات میکند که بازنمایی شخصیت در «ربیع حار»، فرایندی کاملاً گفتمانی است که در آن، زبان نقشی تعیینکننده در شکلدهی به سلسلهمراتب قدرت، واسازی کلیشهها و بازسازیِ واقعیتهای اجتماعی ایفا میکند؛ فرآیندی که در آن، مرز میان اکنون روایی و گذشتهٔ فرهنگی بهطور پیوسته بازنگری میشود.