تحليل المضامين النّوستالجية في شعر محمدِ القيسي

10.22034/jral.2026.592787.1121

نوع المستند : المقالة الأصلية

المؤلف

أستاذ مساعد في قسم اللغة العربیة وآدابها بجامعة کوثر بجنورد، بجنورد، ایران

المستخلص
تُعَدُّ النُّوستالجيا (الحنين إلى الماضي) من المفاهيم النقدية البارزة في الأدب المعاصر، إذ ارتبطت بتجارب الفقد والاغتراب واستعادة الماضي وإعادة تأويله. وفي الشعر العربي المعاصر لم تعد النُّوستالجيا تعبيرًا عن الشوق الفردي فحسب، بل غدت ظاهرةً فنيةً ودلاليةً تعكس التحولات الاجتماعية والسياسية والثقافية. ويندرج شعر محمد القيسي ضمن هذا الإطار؛ إذ تتجاوز النُّوستالجيا فيه حدود التجربة الذاتية لتصبح مكوِّنًا بنائيًّا ودلاليًّا أساسيًّا في تشكيل رؤيته الشعرية. يهدف هذا البحث إلى دراسة تجليات النُّوستالجيا في شعر محمد القيسي، والكشف عن أبعادها الفنية والدلالية، منطلقًا من فرضية مفادها أن النُّوستالجيا في شعره لا تقتصر على الحنين إلى ماضٍ مفقود، وإنما تمثل تجربةً وجوديةً معقدةً تتجسد في فقدان الهوية، وضياع الوطن، وأزمة الانتماء، وإعادة تشكيل صورة الوطن والذاكرة في المخيلة الشعرية. واعتمد البحث المنهج الوصفي التحليلي، وتوصل إلى أن النُّوستالجيا في شعر القيسي ليست مجرد حالة وجدانية، بل تمثل عالمًا شعريًّا تتشابك فيه أبعاد الماضي والحاضر والمستقبل. كما أسهمت أحداثٌ مفصلية، مثل احتلال فلسطين، وتهجير الفلسطينيين، والابتعاد عن مسقط الرأس، واستحضار ذكريات الطفولة، في ترسيخ الشعور بالغربة والحنين في تجربته الشعرية. وتبين الدراسة أن النُّوستالجيا في شعر القيسي تتداخل مع مفاهيم الاغتراب، والمنفى، والهجرة، والآمال الجماعية، وانكسار الأحلام، بما يمنحها أبعادًا دلاليةً وجماليةً متعددة. كما تكشف عن توظيف الشاعر للصور الرمزية، والتناص، والانزياح اللغوي في تعميق الإحساس بالبعد عن الوطن واستدعاء الذاكرة. وتتمثل أبرز تجليات النُّوستالجيا في شعره في الحنين إلى الوطن ومسقط الرأس، وألم الغربة والمنفى، واستحضار الطفولة، واستدعاء المدينة الفاضلة، وتوظيف الأسطورة بوصفها أداةً فنيةً للتعبير عن الواقع واستشراف أفق الخلاص.

رسومية المستخلص

تحليل المضامين النّوستالجية في شعر محمدِ القيسي

الكلمات الرئيسية

عنوان المقالة Persian

تحلیل مضامین نوستالژیک در شعر محمد قیسی

المؤلف Persian

فاطمه کاظمی
استاديار گروه زبان وادبيات عربي دانشگاه كوثر بجنورد، بجنورد، ایران
المستخلص Persian

نوستالژی یکی از مفاهیم بنیادین ادبیات معاصر است که با تجربه فقدان، دوری، تبعید و بازاندیشی در گذشته پیوندی عمیق دارد. در شعر معاصر عربی، این مفهوم افزون بر بازتاب احساسات فردی، بیانگر پیامدهای تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نیز هست. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی به بررسی جلوه‌های نوستالژی در شعر محمد قیسی می‌پردازد و نشان می‌دهد که نوستالژی در آثار او تنها حسرت گذشته نیست، بلکه بازتاب بحران هویت، از دست رفتن وطن، گسست تعلق و تلاش برای بازسازی ذهنی خاطره و سرزمین است. تجربه اشغال فلسطین، آوارگی، دوری از زادگاه و خاطرات کودکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری این احساس در اشعار قیسی به شمار می‌روند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که نوستالژی در شعر او با مفاهیمی چون غربت، مهاجرت، تبعید، شکست آرمان‌های ملی و امید به بازگشت درهم می‌آمیزد و به ساختاری معنایی و چندلایه تبدیل می‌شود. همچنین، شاعر با بهره‌گیری از زبان شاعرانه، تصاویر نمادین، عناصر اسطوره‌ای و فضاسازی‌های خاطره‌محور، تجربه دوری از وطن و رنج تبعید را به شکلی هنری بازنمایی می‌کند. مهم‌ترین نمودهای نوستالژی در اشعار قیسی شامل غم غربت، اشتیاق به بازگشت به وطن و زادگاه، احساس بیگانگی، مرگ در تبعید، آرمان‌گرایی و اسطوره‌پردازی است. در نتیجه، نوستالژی در شعر محمد قیسی صرفاً یک احساس عاطفی یا یادآوری گذشته نیست، بلکه به مثابه زیست‌جهانی شاعرانه عمل می‌کند که گذشته، حال و آینده را در پیوندی معنادار به یکدیگر متصل ساخته و تجربه فردی شاعر را به تجربه‌ای جمعی و هویت‌ساز برای ملت فلسطین تبدیل می‌کند.

الكلمات الرئيسية Persian

  • نوستالژی
  • شعر معاصر عرب
  • درد دوری
  • عشق به وطن
  • تبعیدگاه
  • محمد قیسی
  • تاريخ الاستلام 20 يوليو 2026
  • تاريخ المراجعة 24 يوليو 2026
  • تاريخ القبول 25 يوليو 2026